آخرين بروزرساني شنبه 21 نوامبر 2020

نمی‌توان در تهران نشست و برای پدیده‌ای در یک شهرستان دور تصمیم گرفت

به گزارش روابط عمومی بنیاد آلاء، با رضا درمان مدیرعامل و عضو هیئت‌مدیره شبکه‌ی ملی مؤسسات نیکوکاری در خصوص فعالیت‌های شبکه و علل واگرایی فعالیت‌های خیر و مؤسسات نیکوکاری در کشور به گفت‌وگو پرداختیم.

  1. خودتان را معرفی کنید و در خصوص سوابق کاری خود بفرمایید؟

رضا درمان هستم مدیرعامل و عضو هیئت‌مدیره‌ی شبکه‌ی ملی مؤسسات نیکوکاری و خیریه،  سابقه‌ی فعالیتم در حوزه‌ی سازمان‌های مردم‌نهاد به حدود ۱۰ سال قبل  برمی‌گردد که در آن زمان شرکتی در حوزه مشاوره‌ی مدیریت داشتم که یک گروه از مشتریان ما نیز سازمان‌های مردم‌نهاد بودند؛ در ادامه از سال ۸۹ رسماً به ‌عنوان کارشناس، قائم‌ مقام مدیرعامل و در آخر به عنوان مدیرعامل مؤسسه جامعه یاوری فرهنگی که یک مؤسسه خیریه قدیمی در حوزه مدرسه‌سازی است فعالیت داشتم و در کنار آن در پروژه‌های زیادی به‌ عنوان مشاور با سازمان‌های مردم‌نهاد در حوزه‌های تدوین استراتژی، برنامه‌ریزی عملیاتی یا موضوعاتی از جنس تأمین منابع مالی همکاری داشتم.

  1. در خصوص ایده و فرایند شکل‌گیری شبکه ملی مؤسسات نیکوکاری و خیریه بفرمایید؟

درواقع ایده شبکه‌سازی از جایی کلید خورد که اتاق بازرگانی صنایع، معادن و کشاورزی ایران در سال ۹۲ باهدف مناسب‌تر کردن فضای فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد و توسعه فعالیت آن‌ها فراخوان عمومی برای دورهم جمع شدن NGOها داد که از دل این فراخوان دو کمیته توانمندسازی که قرار بود برای توانمندتر شدن NGOها برنامه‌ریزی کند و  کمیته شبکه‌سازی که هدف آن شبکه کردن NGOها، ایجاد هم‌افزایی، تبادل اطلاعات و تسهیل گردش اطلاعات و درنهایت اثربخش‌تر شدن فعالیت سمن‌ها بود، شکل گرفت.

هرچند کمیته توانمندسازی پس از یکی دو جلسه تعطیل شد اما کمیته شبکه‌سازی تقریباً دو سال به صورت مداوم هر ۱۵ روز جلسه داشت.

در این جلسات بحث‌های زیادی مطرح شد که اصلاً شبکه‌سازی چیست؟ شبکه‌سازی چه کاربردی دارد؟ گاهی اوقات هم از کارشناسان بیرونی دعوت می‌شد تا از نظرات آن‌ها استفاده و مباحث مطرح شده را از نگاه دیگر نیز بررسی کنیم.

درنهایت اعضای این کمیته به این نتیجه رسیدند که نیاز است برای ایجاد فرایند شبکه‌سازی و کار شبکه‌ای بین سمن‌ها، شبکه ا‌ی در سطح ملی ایجاد شود؛ لذا پس از تدوین اساسنامه، مذاکره با وزارت کشور و … آغاز و از سال ۱۳۹۵ مجوز رسمی اولین شبکه ملی مؤسسات خیریه و نیکوکاری توسط وزارت کشور صادر و شبکه به صورت رسمی فعالیت خود را آغاز کرد.

  1. مؤسسات عضو شبکه از چه گستره جغرافیایی هستند و به نظر شما چرا مؤسسات استان‌های مرزی مثل سیستان و بلوچستان یا در این شبکه عضو نیستند و یا حضور کمرنگ دارند؟ (البته این موضوع صرفاً مختص شبکه نیست)

همان‌طور که عنوان شبکه هم این مفهوم را می‌رساند، قرار است در سطح ملی فعالیت کند یعنی ما از تمام استان‌های کشور عضو داریم و هیچ محدودیتی برای پذیرش عضو نداریم.

اما آسیبی که به آن اشاره کردید و بسیار درست است (حضور کمرنگ مؤسسات خیریه استان‌های مرزی یا کمتر برخوردار) یک آسیب عمیق در فضای سازمان‌های مردم‌نهاد کشور است چه در حوزه‌ی فعالیتی و چه در حوزه‌ی مدنی و یا حتی عملیاتی.

حال مشکل این است که تعدادی از NGO‌ها در شهرهای بزرگی مثل تهران، خود را به یک شکلی مرکز و محور می‌بینند و توجه کمتری به همکارانشان در شهرستان‌ها یا مناطق دورتر دارند که البته این نوع نگاه غلط است.

به‌ دفعات و در شرایط مختلف ما در تهران یا یک شهر بزرگ نشسته‌ایم و می‌خواهیم برای پدیده‌ای در یک شهرستان، یک منطقه و یا یک روستای دور تصمیم بگیریم که نه فرهنگشان، نه مردمشان، نه آداب‌ و رسومشان را می‌شناسیم و نه نیازهایشان را می‌دانیم. مثلاً در زلزله‌ی کرمانشاه، تیمی از معماران دورهم جمع شده و طرحی ارائه کرده بودند که می‌خواهیم بزرگ‌ترین گنبد ایران را در کرمانشاه بسازیم، اما نماینده‌های محلی می‌گفتند درفرهنگ معماری منطقه و در معماری سنتی و بومی ما چیزی به‌عنوان گنبدکه مد نظر شما است، معنا ندارد وNGOهای تهران همچنان بر طرح خود اصرار می‌کردند.

شاید بخش بزرگی از آن، به ما بر می‌گردد، ما NGOهای فعال در کلان شهرها که حاضر نیستیم برویم و به‌عنوان همراه با NGOهای محلی کارکنیم.

البته ما در جامعه‌ی یاوری فرهنگی برعکس این روند عمل می‌کردیم و اتفاقا نتایج خوبی هم کسب کردیم. ما با افراد معتمد محلی (سمن‌های محلی) یک رابطه‌ی دوطرفه برقرار می‌کردیم و آن‌ها را توانمند و کمک می‌کردیم تا خودشان پروژه را بسازند به‌جای این‌که ما پروژه را بسازیم چرا اگر آن‌ها این پروژه را بسازند، هم در حفظ، نگهداری، پایین آوردن هزینه‌های ساخت و هم در استفاده‌ی درست از آن، خیلی بهتر از ما کار می‌کردند.

این در شبکه هم موضوعیت دارد، یعنی شبکه به این سمت هم رفته و درحرکت است که  اعضای خود را در شهرستان‌ها توسعه بدهد، شاید اساساً اولویت توسعه اعضای ما، باید شهرستان‌ها باشد و بعد به‌جاهایی مثل تهران یا شهرهای بزرگ فکر کنیم.

به‌طور مثال در سفری که اخیراً به استان هرمزگان داشتیم در کنار NGOهای عضو شبکه با ۲۰ سمن دیگر استان که عضو ما نیستند، گپ‌وگفت کردیم و دعوتشان کردیم تا به جمع ما اضافه شوند. اتفاقاً من فکر می‌کنم هم‌افزایی اصلی زمانی محقق می‌شود که این آسیب در ما وجود نداشته باشد.

  1. چرا شعار « یک سکو، یک اجتماع، یک مدافع، یک شبکه» را برای شبکه برگزیده‌اید؟

ایده کلی بر این است که شبکه به وجود آمده تا سکویی برای رساندن پیام اعضا به سازمان‌های بالادستی باشد و شبکه یکی از کارکردهایش این است که بتواند از منافع اعضای خود به‌عنوان سازمان‌های مردم‌نهاد، در سازمان‌های بالادستی دولتی حمایت کند، در سازمان امور مالیاتی، در وزارت کشور، در بحث‌هایی که از جنس ارزیابی و تمدید مجوزها و از این دست هستند، که این‌ها همه حوزه‌هایی هستند که سمن‌های ما در فضای مدیریتی به آن نیاز دارند و با آن درگیر و مبتلابه هستند و ما باید بتوانیم کمکشان کنیم.

شبکه می‌تواند محل تجمیع این نظرات باشد به‌عنوان یک سکو و این سکو قدرت و توانمندی بیشتری دارد برای این‌که دیده شود، وقتی همه باهم جمع‌شویم بهتر می‌توانیم دیده شویم و از منافع اعضایمان دفاع کنیم.

  1. با توجه به مجامع و انجمن‌های مؤسسات نیکوکاری و خیریه ضرورت ایجاد این شبکه چیست؟ (مجمع خیرین کشور، مجمع خیرین سلامت و …)

بله مجامع یا انجمن‌های زیادی هستند که عنوانشان هم می‌تواند تداعی کننده شبکه‌سازی باشد اما اولاً که تقریباً همه این‌ها بدون استثنا در حوزه‌های تخصصی خودشان، مثلا سلامت، مدرسه‌سازی، مسکن‌سازی، ازدواج و … در حال فعالیت هستند و درواقع نماینده یک گروه خاص از سمن‌ها در یک فعالیت خاص هستند.

نکته‌ی دوم این است که اگر هم با سازمان‌های بالادستی وارد چانه‌زنی می‌شوند و از منافع مرتبط با همان حوزه تخصصی دفاع می‌کنند، مثلا خیرین سلامت می‌رود با وزارت بهداشت وارد چانه‌زنی می‌شود و در موضوعات تخصصی بهداشت، درمان و سلامت گفت‌وگو می‌کنند.

ما اتفاقاً از زاویه‌ی دیگری داریم به موضوع نگاه می‌کنیم و امیدواریم که بتوانیم از زاویه‌ای وارد شویم که در رابطه با موضوعاتی به بحث و چانه‌زنی بپردازیم که هیچ گروه دیگری ورود نکرده، مثلاً تا حالا هیچ‌کدام از این مجامع به موضوع سازمان امور مالیاتی وارد نشده‌اند تا یک استاندارد مشخصی برای موضوع اظهارنامه مالیاتی سمن‌ها تدوین شود یا نماینده‌ای از طرف سمن‌ها در هیئت‌های حل اختلاف مالیاتی حاضر شود.

  1. در مرامنامه شبکه ذکرشده است که فعالیت‌های شبکه قرار است تسهیلگری باشد و نه رقابت با اعضاء با توجه به این نکته چه اموری را شبکه به‌صورت تسهیلگری دنبال می‌کنید و چه اموری را به‌صورت مستقیم وارد می‌شوید؟

اساساً شبکه قرار نیست در اموری موازی با اعضایش وارد شود، یعنی این‌که اگر اعضا مدرسه می‌سازند، شبکه قرار نیست کار مدرسه‌سازی کند و دیگر امور؛ شبکه ملی موسسات نیکوکاری و خیریه، قرار است تسهیلگری در حوزه توانمندسازی مؤسسات نیکوکاری و خیریه را انجام دهد، تسهیلگری برای ایجاد شبکه و شبکه‌سازی اعضا با یکدیگر، تسهیل گردش اطلاعات، هماهنگی و در واقع همسوسازی استراتژی‌هایی که اعضا دارند، این را هم ما به‌عنوان سازمان بالادستی برای آنها انجام نمی‌دهیم، ما اصلاً سازمان بالادستی محسوب نمی‌شویم، این کار را خود اعضا در تعامل باهم انجام می‌دهند منتهی ما فرصت این را فراهم می‌کنیم تا اعضا بتوانند دورهم جمع شوند و این اتفاق را با هم برنامه‌ریزی کنند؛ در واقع ما تلاش می‌کنیم که NGOها بتوانند فعالیت اثربخش‌تر و اثرگذارتری داشته باشند.

  1. علل عدم همگرایی و یا کمتر هم‌گرایی مؤسسات خیریه و نیکوکاری چیست؟

شاید یک بحث ذاتی و فرهنگی باشد، ما ذاتاً آدم‌های واگرا و تک رو هستیم و خیلی اعتقاد به همگرایی و کار جمعی نداریم، این دیگر خیلی معروف است که ما حتی در اجرای کارهای تیمی هم ضعیف هستیم اما همان کارها را به‌صورت فردی خیلی خوب انجام می‌دهیم، شاید یاد نگرفته‌ایم، شاید نسل قبل به ما این را خوب منتقل نکرده و اگر ما هم نتوانیم این را به نسل بعد منتقل کنیم، این موضوع متأسفانه همین‌طور ادامه پیدا می‌کند و شرایط بدتر می‌شود.

بخش دیگر از این موضوع هم به ناتوانی و کم‌توانی بر می‌گردد مثلاً اگر من سازمانی هستم که ضعف دارم، نوگرا نیستم، همیشه یک مدل قدیمی را ۵۰ بار تکرار می‌کنم، خودم هم می‌دانم که خیرین هم از این موضوع خسته شده‌اند و دل‌نگران این هستم که جذب حرف‌های قشنگ‌تر، حرف‌های جدیدتر، مدل‌های جدیدتر بشوند درحالی‌که خودم توانایی ایجاد این مدل‌های جدید را برای پایبندی بیشتر و توسعه حس وابستگی بهتر خیرین به سازمانم را ندارم، خب بنابراین یکی از راهکارهایی که برایم باقی می‌ماند این است که از دیگران دوری‌کنم، دیگران را در جمع‌های خودم راه ندهم، در جمع‌های دیگران حاضر نشوم اگر هم حاضر می‌شوم یک نماینده بفرستم آنجا ببیند چه خبر است و شاید کار آن‌ها را کپی و یا تکرار کنم.

  1. به نظر شما چرا خیرین و خیریه‌ها به یک نقطه به‌صورت ویژه توجه می‌کنند و اطراف آن منطقه باوجود ضعف بیشتر کمتر و یا اصلاً موردتوجه قرار نمی‌گیرد؟ (شاهد تمرکز کمک‌ها در منطقه هستیم)؟

بخشی از آن را باید در دلایل عدم همگرایی یا در واقع واگرایی جست‌وجو کرد، یعنی این‌که ما فعالیت‌هایمان مبتنی بر دانایی و توانایی نیست بلکه مبتنی بر تکرار کارهایی است که دیگران کردند، مثلا یک زمانی یک استانی روی موج تبلیغ قرار می‌گیرد و یک‌دفعه همه فکر می‌کنند اگر آنجا کار کنند، کارکرده‌اند؟ مثلاً در حوزه مدرسه‌سازی مثال بزنم، شاید اصلاً به چشم نیاید که سرانه فضای آموزشی در استان تهران، یا البرز و یا شهری مثل گرگان یا بعضی استان‌های دیگر، خیلی کمتر از سرانه‌ای آموزشی در یک استانی مثل هرمزگان و یا سیستان و بلوچستان است، ولی خوب استان تهران یا استان البرز اصلاً در دیدرس خیرین قرار نگرفته و همه فکر می‌کنند که اگر در سیستان و بلوچستان مدرسه بسازند، این مدرسه اثربخش‌تر است و یا خیلی موضوعاتی شبیه این؛ مثلاً می‌رویم در سیستان و بلوچستان مدرسه یک کلاسه چندپایه با فواصل خیلی زیاد می‌سازند، که حتی تأمین معلم هم برای آن خیلی مشکل است اما در حاشیه تهران از ساخت یک مدرسه دوازده کلاسه‌ای که دو شیفته می‌تواند پذیرایی دانش‌آموزان باشد، غافل می‌شویم.

به نظر من این موضوع ناشی از عدم توانایی و دانایی است،چرا مطالعه و تحقیق نداریم، به بازخوردها، آمار، ارقام، تکیه نمی‌کنیم، به آمارهای دولتی اعتماد نداریم البته حتماً این عدم اعتماد ریشه‌هایی هم دارد، شاید بعضی جاها درصدی و درجه‌ای از درستی را هم داشته باشند اما ما به‌واسطه یک یا دو تجربه‌ای که داریم سعی می‌کنیم به همه‌چیز با یک عینک نگاه کنیم؛ بنابراین اساساً خیلی وقت‌ها نه‌تنها باکارمان آسیبی مرتفع نمی‌کنیم، بلکه آسیب‌های جدیدی هم به آن محیط اضافه می‌کنیم.

 مثلاً من می‌روم مدرسه می‌سازم، کیف و کوله‌پشتی و لوازم‌التحریر به این بچه‌ها می‌دهم، اصلاً نگاه نمی‌کنم که نیاز بچه‌های بلوچستان، لب مرز پاکستان چه چیزی است، آن طوری فکر می‌کنم که مثلاً در تهران، بچه‌های منطقه یک و دو و سه چه نیاز دارند و دقیقاً همان را کپی و پیست کنم در آن مناطقی که حتی ممکن است اسمشان را هم نتوانیم درست تلفظ کنم.

امیدواریم روزی شبکه بتواند این نقش را ایفا کند که بتواند مرجع مشاوره و تصمیم‌سازی‌ها شود، نه خود شبکه بلکه اعضای شبکه، یعنی اگر یک سمنی می‌خواهد به یک جایی از کشور مراجعه کند و یک کاری را اجرا کند، بیاید در شبکه و از اعضایی که در آن منطقه در حال فعالیت هستند مشاوره بگیرد که آیا واقعاً آن‌طور که او فکر می‌کند است یا نه؟ اگر درست است برود انجامش بدهد، اگر نیست کار دیگری انجام دهد یا چه نکات ویژه‌ای را باید مد نظر داشته باشد، ما خیلی عادت به این مشاوره گرفتن‌ها نداریم، امیدوارم شبکه بتواند روزی این جایگاه را پیدا کند.

  1. سخن پایانی؟

شبکه ملی، تفکری است جمعی، در فضایی که خیلی عادت به کار جمعی نداریم شروع به کارکرده، کار سختی را هم در پیش رو دارد، امیدواریم که بتواند به اهدافش برسد و امیدواریم بتواند بستری را برای توانمندتر شدن سمن‌های عضو یا غیر عضو به وجود بیاورد و بتواند سکوی دیده شدن و شنیده شدن حرف سمن‌ها باشد، خیلی جاها می‌تواند تأثیرگذار باشد و خیلی جاها لازم است که تقویتش کنیم، کمکش کنیم؛ از کسانی که این مصاحبه را می خوانند خواهش می کنم اگر فعال این حوزه هستید بیایید و کمک کنید تا می‌گوید و پرنده‌های زیادی باهم پرواز می‌کنند، به دنبال سیمرغ می‌گردند تا این‌که به دلایل مختلف همه آن‌ها یکجاهایی ریزش می‌کنند ولی انتهای مسیر یک بیتی دارد که می‌گوید:

     چون نگه کردند آن سی مرغ زود          بی‌شک این سی مرغ آن سیمرغ بود

واقعیتش این است که ما اگر بخواهیم دیده شویم، شنیده شویم، توانمند شویم، به یکدیگر مشاوره دهیم، حرف‌های همدیگر را به گوش بقیه برسانیم، راهی نداریم جز این‌که دورهم جمع‌شویم، باهم بحث کنیم، باهم حرف بزنیم، همدیگر را تحمل‌کنیم، از همدیگر یاد بگیریم و درنهایت بتوانیم کاری کنیم که انتظارش را داریم؛ در غیر این صورت ساختار شبکه، سازمان شبکه به‌تنهایی از پس هیچ‌کدام از این موارد برنمی‌آید و ارزشی ندارد اگر بخواهد این کارها را بدون حضور اعضا انجام دهد، اگرچه که نمی‌تواند انجام دهد، این اعضای شبکه هستند که اساساً ماهیت شبکه را می‌سازند. بنابراین می‌خواهم از همه سمن‌هایی که احتمالاً این مطلب را مطالعه می‌کنند، خواهش کنم که اگر عضو شبکه ملی نیستند به ما بپیوندند و این فرصت را برای ما به وجود بیاورند که بتوانیم در کنار یکدیگر کارهایی را در حوزه سازمان‌های مردم‌نهاد انجام دهیم که شاید در طول این سال‌ها کمتر انجام‌شده، یا اساساً کمتر کسی به آن فکر کرده است.

نظرات[ ۰ ] | موضوع: اخبار, اخبار مهم, اخبار ويژه | 2020/11/21 | | |
 بدون نظر
کلیه حقوق متعلق است به بنیاد خیریه آلاء
دفتر مرکزی: ایران- اصفهان-خیابان آیت الله غفاری- کوچه ی آیت الله سعیدی -بنیاد خیریه راهبری آلاء
کد پستی :8197113766 تلفن تماس 35522006-۳۱-۹۸+ فکس: 35522010-۳۱-۹۸+
دفتر تهران: ایران- تهران- بزرگراه جلال آل احمد به سمت غرب - بعد از پل نصر(گیشا) پلاک 139
کد پستی: 1446667451تلفن تماس : 86015321-۲۱-۰۰۹۸ فکس: 88258900-۲۱-۰۰۹۸
پست الکترونیک : info@ala.org.ir