آخرين بروزرساني سه‌شنبه 24 آذر 1394

تبارشناسی مؤسسات خیریه در ایران (پهلوی اول)

نیکوکاری

در سلسله مقالاتی با عنوان تبارشناسی مؤسسات خیریه در ایران، تلاش می‌شود با بهره‌گیری از نگاه تاریخی و استفاده از اسناد و مدارک موجود، به تبارشناسی مؤسسات خیریه ایران- اعم از دولتی و مردمی- پرداخته شود و ضمن تحلیل اجتماعی- تاریخی، عوامل تأثیرگذار بر شکل‌گیری و تکوین انواع مؤسسات خیریه در ایران بررسی شود.

در این راستا سنت وقف به‌عنوان تبار فعالیت‌های خیریه در این مرزوبوم تا زمان پهلوی اول موردبررسی قرار گرفت. بررسی مذکور بیشتر جنبه اقتصادی و اجتماعی داشت. در این مقاله به ابعاد فرهنگی و دینی تعامل رضاشاه با مؤسسات خیریه پرداخته می‌شود. نحوه برخورد رضاشاه با اوقاف و مؤسسات خیریه را باید درون سیاست‌های کلان رژیم پهلوی در مبارزه با مذهب و روحانیت تحلیل کرد. دوران سلطنت رضاشاه را می‌توان به ٤ دوره تقسیم و در هر دوره تعامل وی با امور مذهبی ازجمله مؤسسات خیریه را تبیین کرد. دوران سلطنت رضاشاه عبارت است از:

١٢٩٩ تا ١٣٠٤: دوره شکل‌گیری کودتا تا صعود به سلطنت

١٣٠٤ تا ١٣٠٦: دوران تثبیت سلطنت

١٣٠٦ تا ١٣١٣: مقابله با مخالفان و زمینه‌سازی برای سیاست‌های دین زدایی

١٣١٣ تا ١٣٢٠: اوج سلطنت استبدادی تا سقوط (دوران غربی‌سازی رسمی- مقابله با مخالفان)

در دوره اول و دوم، طرفداری رضاشاه از مذهب و تظاهر وی به سنت‌های شیعی، به همراه برخی عوامل خارج از ایران مثل فتنه وهابیت باعث رغبت عموم روحانیت، به‌جز عده‌ای مانند مدرس به رضا‌شاه شد. رضاخان در مراسم محرم سینه‌زنی می‌کرد، به خانه علما می‌رفت و به آن‌ها اظهار ارادت می‌کرد. وی در‌ سال ١٣٠٥ طی مراسم تاج‌گذاری به‌عنوان شاه جدید، سعی در تظاهر به دین‌داری و همراهی با علما کرد و تا‌ سال ١٣٠٦ برخورد حادی با مذهب نداشت، اما نوروز ١٣٠٦ حضور بدحجاب خانواده شاه در حرم حضرت معصومه (س) موجب اعتراض آیت‌الله بافقی شد و رضاخان با کتک زدن آیت‌الله بافقی ایشان را تبعید کرد.

دوره سوم سلطنت رضاخان به زمینه‌سازی برای برخورد با مؤسسات و نهادهای مذهبی گذشت و از اردیبهشت ١٣٠٦، با نابودی محاضر شرعی و ایجاد دادگستری و عدلیه این سیاست آغاز شد. اجبار در لباس متحدالشکل، استفاده از کلاه پهلوی و محدودیت در مراسم دینی، تخریب مدارس علمیه، استعمال مشروبات الکلی و ایجاد کارناوال‌های شادی به‌ویژه در روزهای عزاداری از دیگر اقدامات این دوره است که زمینه‌ساز اقدامات تند بعدی بوده است. دوره چهارم که دوران غربی‌سازی رسمی است، از تیر ١٣١٣ و به دنبال سفر به ترکیه آغاز می‌شود. تأسیس کانون بانوان از سوی شمس و اشرف، کشف حجاب و قیام مسجد گوهرشاد ازجمله سیاست‌های رسمی و ضد مذهبی این دوره بوده است که تا سال ١٣٢٠ و استعفای رضاخان ادامه یافتند.

کشف حجاب توسط رضاخان

سیاست اصلاح‌گرایانه به سبک غربی‌سازی، توسط مشاوران غرب‌زده رضاشاه القا می‌شد و این سیاست قطعاً درگیری جدی باارزش‌های اسلامی را به همراه داشت، چه این‌که رضاشاه اصولاً فردی معتقد نبود.

ناسیونالیسم، تجدد و تمرکز قدرت، ٣ اصل بنیادین سیاست‌های رضاشاه بود که نتیجه قطعی آن‌ها اسلام زدایی و درگیری با روحانیت بود. وی برای رسیدن به این هدف از روش‌های متنوع و حساب‌شده‌ای همچون ترور، قانون تغییر لباس، کشف حجاب، ممنوعیت سنت‌های دینی و نهایتاً تصرف اوقاف بهره گرفت. برای بررسی روند تأثیرگذاری رضاشاه بر ایجاد و گسترش مؤسسات خیریه،‌ باید به سیاست‌های دولت در برابر وقف و موقوفات اشاره کرد. برخی از نویسندگان، آغاز مقابله رضاشاه با روحانیت را ناشی از دست‌اندازی وی به موقوفات می‌دانند. این نوع تحلیل از پایین به بالا از نگاه غیرفرهنگی به اقدامات فرهنگی رضاشاه نشأت می‌گیرد. درحالی‌که مبارزه رضاشاه با روحانیت در پرتو مبارزه او با مذهب بود که به‌زعم وی عامل عقب‌ماندگی ملت ایران بوده است. به دست گرفتن اوقاف که یکی از منابع درآمد حوزه‌های علمیه در طول تاریخ شیعه بوده است، در راستای اضمحلال روحانیت تحلیل می‌شود. حتی هلاکوخان مغول پس از تسلط بر قسمت اعظم کشورهای اسلامی، خواجه‌نصیرالدین طوسی، عالم شیعی را منصوب کرد تا موقوفات را به مصرف صحیح خود برساند.

مصادره اوقاف

مصادره اوقاف پس از نادرشاه، برای دومین‌ بار توسط رضاشاه در دوره چهارم سلطنت وی (دی ١٣١٣) صورت گرفت و وزارت معارف، مالک یا ناظر موقوفات شد. با این قانون اوقاف کاملاً به تصرف دولت درآمد و دولت نیز به‌دلخواه خود درآمد آن را در مصارف غیر وقف به کار می‌برد. دولت کوچک‌ترین علاقه‌ای به تبلیغات و شعائر مذهبی نداشت و بی‌میل به فروش موقوفات نبود،‌ اما با توجه به خلاف شرع بودن فروش اوقاف، این کار در عمل غیرممکن بود تا زمانی که علی منصور به نخست‌وزیری رسید و رضاشاه درصدد فروش املاک موقوفه برآمد. سرانجام، قانون فروش موقوفات در اردیبهشت ١٣٢٠ به تصویب مجلس رسید. در این قانون،‌ به وزارت دارایی اجازه داده شد تا قنوات موقوفه را بفروشد. وقتی این لایحه را به مجلس آوردند، اکثریت نمایندگان از تصویب آن وحشت داشتند. محتشم‌ السلطنه، رئیس مجلس چند بار با رئیس دادگستری صحبت کرد و مدعی بود که این کار برای سلطنت و مملکت میمنت ندارد. چند روز بعد رضا شخصاً به رئیس مجلس گفت: این قانون باید تصویب شود و شد.

مخالفت با اقدامات عام‌المنفعه مذهبی

سیاست‌های دولت پس از ١٣١٣ در راستای عرفی سازی دولت بوده و در بخش خیریه نیز هر کاری که با احساسات مذهبی و عام‌المنفعه افراد سروکار داشت مورد بی‌مهری قرارگرفته و نوعی خلأ در این زمینه به وجود آمد. دولت برای پر کردن خلأ موجود، به حمایت از مؤسسات و سازمان‌هایی که در حوزه‌های خیریه می‌گنجیدند، پرداخت. در همین راستا به نام ترقی جایگاه زنان، کانون بانوان تأسیس شد. اقدامات آتاتورک که مهره انگلیس در ترکیه بود، به‌عنوان الگوی رضاشاه، بیشترین تأثیر را در فعالیت‌های انجام‌شده این دوره داشت.

اقدامات خیریه در حوزه مؤسسات رفاهی

موضوع رفاه اجتماعی مسئله‌ای بسیار مهم است که نه‌تنها در قرن‌های اخیر موردتوجه قرارگرفته است، بلکه یکی از اهداف دین اسلام نیز به شمار می‌رود. آبادانی دنیا و بهره‌مندی همگانی از نعمت‌های الهی از مبادی مهم برنامه‌های دین اسلام است. رفاه اجتماعی مجموعه سازمان‌یافته‌ای از قوانین، برنامه‌ها و سیاست‌هایی است که به‌منظور پاسخ به نیازهای مادی و معنوی و تأمین سعادت انسان در قالب مؤسسات رفاهی و نهادهای اجتماعی تدوین‌شده تا زمینه رشد و تعالی وی فراهم آید. بهداشت و درمان ملی، تعلیم و تربیت عمومی، مبارزه با بی‌سوادی، رفع نیازهای اولیه مردم از قبیل غذا، مسکن، اشتغال، امنیت اجتماعی و حمایت از محرومان ازجمله بخش‌های کاربردی و زمینه‌ساز رفاه اجتماعی هستند. جامعه ایران تا پیش از رضاشاه خیزشی وسیع به سمت اقتصاد جهانی نداشت. گرچه در موارد محدودی تلاش‌هایی انجام می‌شد؛ ازجمله تأسیس شرکت اسلامیه توسط حاج‌آقا نورالله اصفهانی که دایره فعالیت آن به خارج از مرزها نیز رسیده بود اما به‌طورکلی جامعه ایران، جامعه‌ای روستایی و دارای نظامی کشاورزی-معیشتی بود. در این جامعه توجه به امور رفاهی نیازمندان، معلولان و خانواده‌های بی‌سرپرست، در قالبی روزانه و توسط سایر خانواده‌ها انجام می‌شد و روحانیت به‌عنوان تکیه‌گاه محرومان دست به اقداماتی می‌زد که امروزه در حیطه رفاه اجتماعی قرار می‌گیرد.

تغییر الگو

با جایگزین کردن الگوهای جدید فرهنگی و رفاهی در دوره رضاشاه، الگوهای سنتی تحت‌الشعاع قرارگرفته و از توجه اقشار جامعه به آن‌ها اثری نمانده بود. در این راستا شعارهای حاکمیت برای اجرای برنامه‌های مدرنیسم در ایران بر اساس الگوهای غربی، انجام برنامه‌های رفاهی و بهداشتی در ابعاد مختلفی بود. او راه برون‌رفت از عقب‌ماندگی ایران را اولاً از طریق توسعه اقتصادی و سپس توسعه اجتماعی و فرهنگی می‌دانست و نتیجه چنین رویکردی اتکا به الگوی کشورهای غربی بود. در بعد اقتصادی، بیشتر به رشد اقتصادی نظام حاکم در ابعاد مختلف بدون تغییر در زیربنا توجه می‌شد. این در حالی است که در بعد غیراقتصادی که اساساً هدف توسعه به شمار می‌رود، از وسیله‌ای تحت عنوان تأمین اجتماعی استفاده می‌شود تا راه رسیدن به رفاه فراهم شود. با این توصیف می‌توان ابعاد مختلف اقدامات رفاهی در دوره رضاشاه را در چند مورد ذکر کرد؛ تشکیل بلدیه، پرورشگاه و شیرخوارگاه، دارالمساکین و دارالعجزه و سایر انجمن‌های خیریه در حمایت از اطفال و ایتام ازجمله این موارد است که در نوشتار بعدی درباره‌شان خواهیم نوشت.

منبع: | حسین حاج‌محمدی | نشریه مهر و ماه|

 

نظرات[ 0 ] | موضوع: مقالات | 1394/09/24 | | |


نظر بدهید

نام *
پست الکترونیک *
وب سایت
کلیه حقوق متعلق است به بنیاد خیریه آلاء
دفتر مرکزی: ایران- اصفهان-خیابان آیت الله غفاری- کوچه ی آیت الله سعیدی -بنیاد خیریه راهبری آلاء
کد پستی :8197113766 تلفن تماس 35522006-۳۱-۹۸+ فکس: 35522010-۳۱-۹۸+
دفتر تهران: ایران- تهران- بزرگراه جلال آل احمد به سمت غرب - بعد از پل نصر(گیشا) پلاک 139
کد پستی: 1446667451تلفن تماس : 86015321-۲۱-۰۰۹۸ فکس: 88258900-۲۱-۰۰۹۸
پست الکترونیک : info@ala.org.ir